اقتصاد مسکن

نمی‌دانی؟ یادبگیر؛ نمی‌توانی؟ بخواه!! - تقریر حقیقت، تقلیل مرارت

نمی‌دانی؟ یادبگیر؛ نمی‌توانی؟ بخواه!! - تقریر حقیقت، تقلیل مرارت

اقتصاد مسکن

نوشته‌های ایمان عابدی

اقتصاد اسلامی؛ مسمای چند اسمی، اختلاف در هیچ !

چهارشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۵ ب.ظ

به بهانه مخالفت و موافقت اخیر با اقتصاد اسلامی این یادداشت تقدیم می شود.

ادبیات تولید شده در اقتصاد اسلامی در ظاهر حاکی از این است که چندین نظریه در این باب وجود دارد اما اقتصاد اسلامی از یک حیث مسماییست در قالب چندین اسم. عدم توجه به محتوای اصطلاحات، مقسم و وجه تقسیم در بیان چیستی اقتصاد اسلامی چالش هایی ایجاد می کند که دعوا بر سر هیچ است... . حتی مخالفان نیز گاها موافقان اند... .

 تفکیک اقتصاد اسلامی به مکتب، نظام و علم از سوی شهید صدر تفکیکی هستی شناختی از اقتصاد است. مکتب و علم در قالب گزاره ها بیان می شوند و وجود زبانی دارند و نظام در قالب نهاد ها متبلور می شود. نهاد از قانون و مجری تشکیل شده و ترکیب این دو را در زبان نهاد گویند پس ورای قانون و مجری چیزی به نام نهاد وجود ندارد. نظام یا نهاد از ارزش های مکتب یا همان ایدئولوژی بر می خیزد. اما چگونه ؟

 

امور غیر طبیعی به فرهنگ و تمدن (تجسم فیزیکی دارد) تقسیم می شود. این فرهنگ به امور درونی و بیرونی تقسیم می شود. در اصطلاح به امور فرهنگیِ درونی نیز فرهنگ گفته شده و به امور فرهنگی بیرونی امور اجتماعی گفته شده. بین فرهنگ به معنی امور درونی (روانشناختی) و امور اجتماعی (جامعه شناختی) ارتباط وجود دارد. پس فرهنگ دو معنا دارد یکی در کنار تمدن است و دیگری در کنار امور اجتماعی. 

 فرهنگ به  معنی دوم یعنی باور ها، احساسات و خواسته ها که تحت تاثیر علم، تاریخ (زمان)، جغرافیا (مکان)، دین و... شکل می‌گیرد. فرهنگ تحت تاثیر مکتب نیز هست.

ضمنا مکتب نیز تحت تأثیر فرهنگ است. اما آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که فرهنگ های مختلف (باور ها، احساسات و خواسته هاست) تحت تاثیر مکاتب.   مختلف شکل می گیرد.

فرهنگی که زاده مکاتب است باور های ارزشی (اخلاقی و غیر اخلاقی) و غیر ارزشی (صادق یا کاذب) احساسات (بجا و نابجا) و خواسته ها (معقول و‌نامعقول) را در درون انسان شکل می دهد.

 از طرفی نظام اجتماعی از جمله نظام اقتصاد تحت تاثیر گزاره های مستقیم مکتبی و غیر مستقیم فرهنگی قانون گذاری کرده و ضمنا قانون را به وسیله انسان های فرهنگی به اجرا در می آورد.

پس نظام اقتصاد تحت تاثیر مستقیم روابط بین مکتب و فرهنگ شکل می‌گیرد. از دل تز و آنتی تز های بین فرهنگ و مکتب نظام اجتماعی شکل می‌گیرد. [از همین جهت است که گفته شده مکتب نیاز به ترجمه فرهنگی دارد. در ضمن تاثیر علم جدید، مدرنیته و مدرنیسم در فرهنگ و مکتب و تاثیر این دو در نظام سازی غیر قابل انکار و‌ مشکل آفرین است ]

 با ظهور نظام اجتماعی پدیده های اجتماعی به صورت مزایا و مشکلات شکل میگیرند. توصیف، تبیین و پیش بینی این پدیده ها بر عهده علم است. ارزش ها چنانکه گفته شد در شکل گیری نظام اجتماعی نقش دارند. قانون و انسان (مجری قانون) هر دو درون خود ارزش دارند. البته قانون که اساسا ارزش است و در کنار ارزش های دیگر مثل ارزش های عرفی، زیبایی شناختی، دینی و... قرار می گیرد. پس در پشت هر نظام اجتماعی ارزش هایی نهفته است.

اما در علم چه؟ آیا در پس علم ارزش هایی نهفته؟

هم بله هم خیر ...

از این حیث که علم توصیف گر نظامی برآمده از فرهنگ و مکتب است بله. اساسا علم توصیف گر یک نظام ارزشی است.

اما خیر از این جهت که برای توصیف نظام اجتماعی ارزشی نباید در آن دخیل شود.

برای تغییر گزاره نباید ارزش ها در علم دخیل شود به گزاره ارزش ها باید در علم دخیل شود مغالطه هایی صورت می‌گیرد ،

مثلا گفته می شود ارزش های عالم در علم او دخیل است پس ما هم میتوانیم ارزش هایمان را دخیل کنیم.

یا ارزش ها دخیل است پس باید دخیل باشد.

ولی از هست باید نتیجه نمی شود. ضمنا اشتباه سایرین دلیل اشتباه ما نمی شود.

کسی منکر نیست که عالمان ارزش ها و خواسته هایشان را در کار علمی دخیل می کنند. اما به صراحت باید گفت اشتباه می کنند. توصیف، تبیین و پیش بینی را به نفع گروهی خاص تغییر می دهند، خبط می کنند! خبطشان توجیه گر خبط ما نمی شود!

گفته اند نمی شود ارزش ها در علم دخیل نباشد. باید گفت می شود اولا روش های هرمنوتیکی کمک می کنند ثانیا نمی‌توانی بخواه، ثالثا تا جای ممکن علم را از ارزش عاری کن. چرا ؟ تا اینکه واقع نماتر شود. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد برای اینکه ارزش باید در توصیف تبیین و پیش بینی دخیل شود.

 

نکته دیگر اینکه تفکیک علم به گزاره های اثباتی و انشایی معادل تفکیک به مکتبی و علمی است. مکتبی همان انشایی و اثباتی همان علمی است. هنجاری نیز صفت گزاره های انشایی است و غیر هنجاری صفت گزاره های اثباتی. عدم دقت به این نکات و استفاده از اصطلاحات مختلف موجب شده اقتصاد اسلامی چند اسم و یک مسما باشد.

 

تاکید می شود که عدم استفاده درست از اصطلاحات و عدم توجه به وجه تقسیم در مخالفت ها و موافقت ها با اقتصاد اسلامی عامل سو تفاهم های بسیاریست.

 یک مثال برای رفع سو تفاهم ها

انسان اقتصادی یعنی انسان از آن جهت که در حال فعالیتی اقتصادی است و در بازار مبادله می کند. واضح است که این انسان برای توصیف فرض شده تنها اقتصادی است و اخلاقی لزوما نیست. 

این انسان در پی خرید به ارزان ترین قیمت و فروش به گران ترین قیمت است ولی تعارض ماکزیمم و مینیمم در بازار منجر به تسلیم طرفین در اپتیمم می شود.

اپتیمم بهترین/بدترین برای فروشنده نیست بهترین/بدترین برای خریدار هم نیست. بلکه چیزی بین این دو است.

همینطور میتوان انسان اقتصادی اخلاقی را نیز توصیف کرد اما اسمیت این کار را نکرده چرا ؟؟

صد حیف که یک بازاری اخلاقش را ورودی بازار چال می کند و داخل بازار می شود

هنر اسمیت این بود که نشان دهد بازار با اخلاق چال شده در ورودی آن باز هم میتواند تحت فروض بازار رقابت کامل به اپتیمم برسد.

مگر انتظار این نبود انسان اخلاقی اقتصادی به اپتیمم برسد و حداقل ضرر نزند و البته ضرر نخورد؟ اسمیت روش آن را گفته ! بازار رقابت کامل بسازید! البته رقابت کامل را باید در نظام اجتماعی ایجاد کرد... خودش ساخته نمی شود ولی اگر ساخته شد دست نامرئی اسمیت عمل می کند ...

یک جاهایی هم بازار رقابت کامل راه حل مطلوب و ممکن نیست...

بازار با مناسبات رقابت کامل حداقل اخلاقیات را دارد. یعنی کسی ضرر نمی زند و ضرر نمی خورد.

اما بازار مطلوب بازار با حداکثر اخلاق است. ضرر نمی زند ولی از حق خود هم می بخشد، ممکن است از جهت مادی ضرر کند اما ضرر مادی لزوما به ضرر روانی و کاهش مطلوبیت منجر نمی شود. چه بسا فروش به قیمت ارزانتر رضایت درونی و شادی بیشتری رقم بزند.

اگر بازار اسلامی تقریبا چنین بازاری باشد نباید با جایگاه بازار اسمیت خلط شود.

اگر بازار با حداکثر اخلاق نداریم حداقلی را بسازیم ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی